تبليغاتX
MANAGEMENT & IE IN OUR LIFE

نوشته شده توسط دانیال شمسیان در شنبه بیست و هشتم بهمن 1385 |
نويسنده: گردآورنده: حميد سرايداريان

امروزه تغيير مهم ترين عامل موثر در مديريت كسب و كار موفق محسوب مي شود. سازمان ها و افراد شاغل در آنها بايدنگرش مثبتي نسبت به مساله تغيير داشته باشند تا از اين طريق توان رقابتي خود در بازارهاي تهاجمي امروزي را حفظ كنند. عدم توجه به يك روند در حال تغيير ممكن است بسيار پرهزينه باشد. اين مقاله به مديران مي آموزد كه براي بقاي خود چگونه همواره يك گام از رقبا جلوتر باشند، روند تغييرات را تعيين كنند، و رهبري يك پروژه تغيير را بر عهده بگيرند.
اين مقاله در قالب100 نكته كليدي طراحي شده و به مديران توصيه مي شود علاوه بر مطالعه دقيق به آن عمل كنند.

ادامه مطلب
نوشته شده توسط دانیال شمسیان در چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385 |
پرواز بوفالوها

جین بلاسکو سازمان‌ها را به دو دسته تقسیم می‌کند:    1 – سازمان‌های بوفالویی    ۲- سازمان‌های غازی

 ویژگی بوفالوها

                    P آنها به یک رهبر پای‌بند و وفادار و همه پیروند و تابع.

                    P آنها درست همان کاری را می‌کنند که به آنها دستور داده شده است.

                    P آنها هرگز سؤال نمی‌کنند و فقط پیروی می‌کنند.

                    P بوفالوها منتظر دستور می‌شوند و تا دستور نرسد، هیچ کاری نمی‌کنند .

                    P هیچکس جای دیگری را پر نمی‌کند و جلو نمی‌افتد و مسئولیت نمی‌پذیرد.

ویژگی غاز ها

                    P هر غاز به هنگام پرواز دسته‌جمعی، احساس مسئولیت می‌کند.

                    P هرغازفقط پیروی محض نمی‌کندو وضع خودرادرراه می‌سنجدوتصمیم می گیرد .

                    P هر غاز مسیر پرواز گروه را می‌داند.

                    P رهبری و جلودار بودن، نوبتی است.

                    P هر غاز،زمان جلوتربودن،درنوک پروازبودن و هدایت گروه را، خود انتخاب می کند.

                    P همه غازها تمایل به پذیرش مسئولیت و جلودار بودن و رهبری دارند.

                    P غازها در طول پرواز مراقب یکدیگر هستند.

بررسی ها نشان می دهد اگر غازها مسیری را گروهی بپیمایند70درصد بیشتر از آن مسافتی است که می توانند انفرادی طی کنند.

دریافت اطلاعات بیشتر

مطلب از سایت "مشاور مدیریت"کاری از دوست عزیزم آقای حسین صادقفر

نوشته شده توسط دانیال شمسیان در چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385 |

از امیر علی عزیز به خاطر لطفشون ممنونم.سایت آکادمی ۶ سیگما رو تو پیوندها گذاشتم.

 

  در يك نظر سنجي از تمام مردم دنيا سوالي پرسيده شد: نظرتان راجع به راه حل كمبود غذا در ساير كشورها را صادقانه بيان كنيد؟ و نتيجه جالبي به دست آمد: و آن این که كسي جوابي نداد... چون در آفريقا كسي نمي دانست غذا يعني چه؟ در آسيا كسي نمي دانست نظر يعني چه؟ در اروپاي شرقي كسي نمي دانست صادقانه يعني چه؟ در اروپاي غربي كسي نمي دانست كمبود يعني چه؟ در آمريكا كسي نمي دانست ساير كشورها يعني چه؟؟؟

نوشته شده توسط دانیال شمسیان در سه شنبه هفدهم بهمن 1385 |

رامسر زیبای من 

 دوباره میسازمت!

 و

ایران را نیز میسازیم

ما میتوانیم

 

 

نوشته شده توسط دانیال شمسیان در یکشنبه پانزدهم بهمن 1385 |

با شتاب روز افزون تحولات و دگرگونيها در دنياي کنوني که عصر اطلاعات و ارتباطات است و به دليل بي‌ثباتي و تغيير پذيري و نيز غير قابل پيش‌بيني بودن اين تغييرات ، آنچه که کشورهاي جهان به ويژه کشورهاي در حال توسعه را در جهت افزايش بهره وري و پيشرفت و ترقي آنها مدد مي رساند ، همانا استفاده از فرصتها در رقابت با ساير کشورهاست و اين امر ميسر نمي گردد مگر با درايت و خلاقيت مديران و نيز تاثير مديران در پرورش خلاقيت کارکنان که با کمک يکديگر در جهت رشد و بالندگي سازمان خود و در نتيجه ، جامعه بکوشند . از خلاقيت تعاريف متعددي شده است اما خلاقيت از ديدگاه سازماني عبارت است از ارايه فکر و طرح نوين براي بهبود و ارتقاي کميت يا کيفيت سازمان و نوآوري.افزايش خلاقيت در سازمانها مي‌تواند به ارتقاي کميت و کيفيت خدمات ، کاهش هزينه ها، جلوگيري از اتلاف منابع ، کاهش بورو کراسي، افزايش رقابت ، افزايش کارايي و بهره وري ، ايجاد انگيزش و رضايت شغلي در کارکنان منجر گردد .نقش مدير در پرورش خلاقيت ، تحريک و تشويق کارکنان، تفويض اختيار به کارکنان ، پيدا کردن ذهنهاي خلاق و استفاده از خلاقيت ديگران است . نظام مديريت مشارکتي با تکيه بر خود کنترلي کارکنان ، مشورت ، تشويق به ابتکار و احترام به افراد ، نقش مهمي در پرورش خلاقيت کارکنان ايفا مي کند . تکنيک هاي خلاقيت گروهي شامل تحرک مغزي ، گردش تخيلي، تفکر موازي ، ارتباط اجباري ، شش کلاه تفکر ، از تکنيکهاي مؤثر در تقويت تفکر خلاق هستند. خلاقيت داراي سه مؤلفه است: تخصص ، تفکر خلاق و انگيزش که مي تواند دروني و بيروني باشد ، مديران روي هر سه اين خصوصيات مي توانند اثر گذارند ولي بر روي انگيزش کارکنان بيشتر از دو مؤلفه ديگر تأثير گذار هستند .



ادامه مطلب
نوشته شده توسط دانیال شمسیان در یکشنبه پانزدهم بهمن 1385 |

روانشناسان معتقدند كه محیط اطراف بر سلامت روحی ما تأثیر می گذارد و حضور در طبیعت و ايجاد آن نقش بسزایی در كاهش اضطراب و استرس دارد. در اینجا توصیه هایی برای ارتباط بیشتر كاركنان با طبیعت بیان می شود كه شما می توانید با بهره گیری از این موارد محل كاري آرام و زندگی بدون استرسی را سپری كنید.



روانشناسان معتقدند كه محیط اطراف بر سلامت روحی ما تأثیر می گذارد و حضور در طبیعت و ايجاد آن نقش بسزایی در كاهش اضطراب و استرس دارد. در اینجا توصیه هایی برای ارتباط بیشتر كاركنان با طبیعت بیان می شود كه شما می توانید با بهره گیری از این موارد محل كاري آرام و زندگی بدون استرسی را سپری كنید.

▪ پیاده روی كنید اگر در محله ای زندگی می كنید كه در آن هرگونه آثاری از طبیعت دیده می شود (حتی درختان كاشته شده در اطراف خیابان)، از منزل خارج شده و به سمت مسیر كار خود پیاده روی كنید. بنابراین در كنار ورزش از نور خورشید هم بهره مند می شوید و اگر هوا آلوده نباشد، می توانید هوای تازه را به ریه هایتان منتقل كنید. اگر محل كار شما به حدی زیاد است كه باعث می شود نتوانيد تا آنجا پياده برويد و يا دلايل ديگر، ابتدا پیاده روی كوتاهی را آغاز كنید. حتی چند دقیقه قدم زدن اطراف منزل می تواند سودمند باشد.

▪ به محیطهای طبیعی بروید اگر در محیط كاري خود زندگی می كنید، اطلاعاتی درباره همه پاركهای اطرافتان به دست آورید و در برنامه خود رفتن به پارك را به طور منظم بگنجانید. رفتن به پارك و نشستن در محیط طبیعی آرامش خوبی را برای شما به همراه خواهد داشت. بنابراین، این كار را به عنوان یكی از اهداف خود قرار دهید، حتی اگر استرس شما برنامه ریزی در این زمینه را برایتان دشوار می كند.

▪ در باغچه محل كارتان گیاه بكارید حتی اگر یك زمین خیلی كوچك و حتي يك گلدان خالي به عنوان باغچه دارید، داخل آن چیزی بكارید، چون باغبانی كاری آرامش بخش است كه استرس را از بین می برد. بعلاوه ممكن است باعث افزایش حس اعتماد به نفس شما هم بشود، به این دلیل كه خودتان بخش كوچكی از طبیعت را ایجاد كرده اید. از بابت داشتن فضایی كوچك برای رشد گیاهان اصلاً نگران نباشید. با كمی مطالعه در این زمینه می فهمید كه داخل جعبه های كوچك باغبانی، در ایوان یا حتی گلدانهای پشت پنجره چه گیاهان زیبایی را می توانید پرورش دهید.

▪ در هوای آزاد محوطه بیشتری ایجاد كنید اگر در محل كار یك ایوان یا فقط فضایی كوچك به عنوان حیاط دارید، در اوقات استراحت آن را به مكانی برای نشستن و لذت بردن از طبیعت تبدیل كنید. در ایوانتان برای پوشش دیوارها، گیاهان بالارونده را به كار ببرید. یك صندلی یا نیمكت را بیرون قرار دهید تا شما را تشویق كند كه برای چند لحظه هم كه شده، در این مكان بنشینید.

▪ طبیعت را به داخل محيط كار خود بیاورید تا آنجا كه می توانید، گیاه خانگی داشته باشید. این كار به شما كمك می كند كه هوای اتاقتان سالم بماند. هرگونه نشانه ای از سرسبزی، آرامش بخش است. گیاهان را در لبه پنجره قرار دهید و هر زمان كه می توانید پنجره های محيط كارتان را باز كنید، سپس یك صندلی را مقابل نور خورشید قرار داده و روی آن بنشینید. همچنين داشتن آب نماهای تزئینی نیز به افزایش آرامش شما و كارمندانتان كمك می كند كه در اندازه ها و قیمتهای مختلف قابل تهیه است.

▪ محيط كار خود را با اجزای طبیعی بیارایید هر نوع اثری از طبیعت را به محيط كار خود منتقل كنید. گل بخرید. یك ظرف میوه روی میزتان قرار دهید. برای رنگ آمیزی از رنگهای طبیعی استفاده كنید. خلاصه اینكه دكوراسیون محيط كار را با فضای طبیعی مطابقت دهید.

▪ سفرهای كوتاهی را ترتیب دهید برای تغییر روحیه خود و كاركنان سفرهای كوتاهی را ترتیب دهید و تمام مناطق طبیعی ممكن را بررسی كنید. چادر زدن در مناطق طبیعی، انتخاب خوبی است، ولی اگر این شرایط برایتان فراهم نیست، در اقامتگاهی نزدیك یك محیط زیست طبیعی توقف كنید، جایی كه بتوانید شنا كنید، به پیاده روی بروید یا به هر نحوی از طبیعت لذت ببرید. اگر هیچ كدام از این موارد فعلاً برایتان مهیا نیست، آن را به عنوان هدفی در سازمان در نظر بگیرید تا هر زمان كه توانستید، سفر كوتاهی را داشته باشید.

▪ به تغییر مكان و اسباب كشی فكر كنید با خودتان صادق باشید. اگر از جایی كه در آن كار می كنید، متنفرید و در محلی پرسر و صدا همراه با انواع آلودگی ها به سر می برید یا هوای این منطقه بیش از حد سرد یا گرم است، سایر انتخابهای ممكن را بررسی كنید. البته این كار به عنوان آخرین راه حل پیشنهاد می شود و نباید بدون فكر قبلی و با یك تصمیم گیری آنی صورت گیرد. به هر حال مدتی درباره محیط اطراف خود بیندیشید و اینكه چه راههایی برای افزایش آرامش شما و كاركنانتان وجود دارد. ممكن است بتوانید مشكلات را حل كنید. اگر قادر به این كار نبودید، به یك تغییر اساسی و بزرگ در زندگی كاري نیاز دارید.

نوشته شده توسط دانیال شمسیان در یکشنبه پانزدهم بهمن 1385 |
روزي ، روزگاري پادشاهي 4 همسر داشت. او عاشق و شيفته همسر چهارمش بود .با دقت و ظرافت خاصي با او رفتار مي کرد و او را با جامه هاي گران قيمت و فاخر مي آراست و به او از بهترينها هديه مي کرد. همسر سومش را نيز بسيار دوست مي داشت و به خاطر داشتنش به پادشاه همسايه فخر فروشي مي کرد. اما هميشه مي ترسيد که مبادا او را ترک کند و نزد ديگري رود. همسر دومش زني قابل اعتماد ،مهربان،صبور و محتاط بود. هر گاه که اين پادشاه با مشکلي مواجه مي شد ، فقط به او اعتماد مي کرد و او نيز همسرش را در اين مورد کمک مي کرد. همسر دوم پادشاه ، شريکي وفادار و صادق بود که سهم بزرگي در حفظ و نگهداري ثروت و حکومت همسرش داشت.او همسرش را از صميم قلب دوست مي داشت ، اما پادشاه به ندرت متوجه اين موضوع مي شد. روزي پادشاه احساس بيماري کرد و خيلي زود دريافت که فرصت زيادي ندارد. او به زندگي پر تجملش مي انديشيد و در عجب بود و با خود مي گفت " من 4 همسر دارم ، اما الان که در حال مرگ هستم ، تنها مانده ام."


بنابراين به همسر چهارمش رجوع کرد و به او گفت " من از همه بيشتر عاشق تو بوده ام. تو را صاحب لباسهاي فاخر کرده ام و بيشترين توجه من نسبت به تو بوده است. اکنون من در حال مرگ هستم ، آيا با من همراه مي شوي ؟" او جواب داد " به هيچ وجه!" و در حالي که چيز ديگري مي گفت از کنار او گذشت.جوابش همچون کاردي در قلب پادشاه فرو رفت. پادشاه غمگين ،از همسرسوم سئوال کرد و به او گفت" در تمام طول زندگي به تو عشق ورزيده ام ، اما حالا در حال مرگ هستم. آيا توبا من همراه مي شوي؟" او جواب داد "نه، زندگي خيلي خوب است و من بعد از مرگ تو دوباره ازدواج خواهم کرد." قلب پادشاه فرو ريخت و بدنش سرد شد. بعد به سوي همسر دومش رفت و گفت " من هميشه براي کمک نزد تو مي آمدم و تو هميشه کنارم بودي . اکنون در حال مرگ هستم . آيا تو همراه من مي آيي؟ او گفت " متأ سفم ، در اين مورد نمي توانم کمکي به تو بکنم ، حداکثر کاري که بتوانم انجام دهم اين است که تا سر مزار همراهت بيايم." جواب او همچون گلوله اي از آتش پادشاه را ويران کرد. ناگهان صدايي او را خواند،" من با تو خواهم آمد ، همراهت هستم ، فرقي نمي کند به کجا روي ، با تو مي آيم." پادشاه نگاهي انداخت ،همسر اولش بود ! او به علت عدم توجه پادشاه و سوء تغذيه، بسيار نحيف شده بود. پادشاه با اندوهي فراوان گفت : اي کاش زماني که فرصت بود به تو بيشتر توجه مي کردم.
در حقيقت ، همه ما در زندگي كاري خويش 4 همسر داريم. همسر چهارم ما سازمان ما است. بدون توجه به اينکه تا چه حد برايش زمان و امکانات صرف کرده ايم و به او پرداخته ايم، هنگام ترك سازمان و يا محل خدمت، ما را تنها مي گذارد. همسر سوم ما، موقعيت ما است که بعد از ما به ديگران انتقال مي يابد. همسر دوم ما، همكاران هستند. فرقي نمي کند چقدر با هم بوده ايم ، بيشترين کاري که مي توانند انجام دهند اين است که ما را تا محل بعدي همراهي کنند. همسر اول ما عملكرد ما است . اغلب به دنبال ثروت ، قدرت و خوشي از آن غفلت مي نماييم. در صورتيکه تنها کسي است که همه جا همراهمان است. همين حالا احيائش کنيد ، بهبود سازيد و مراقبتش كنيد
نوشته شده توسط دانیال شمسیان در یکشنبه پانزدهم بهمن 1385 |

 

شاید آرزوی هر کدام از ما باشد که : چگونه می توانیم بر ما فوق خود مدیریت کنیم؟!

بسیار آسان است . به سرعت قابل دسترسی است . به سرعت می توان به آن رسید. اگراین تمرینات را انجام دهید:

1-  قلباََََ و همیشه صادق باشید؛ صداقت گوهر گرانبهایی است که صاحب خود را همیشه به مقصد می رساند. صداقت شرط اصلی اعتماد است.

2-  همیشه اعتماد به نفس داشته باشید ؛ اطمینان از خود را سرلوحه امور خود قرار دهید. با متانت و بی منت بر امور سوار و مسلط باشید. به مثبت ها فکر کنید و منفی ها را پایمال کنید. به رسیدن به هدف بیندیشیدو مشکلات و راه حل مشکلات را بررسی کنید نه اینکه به مشکلات و راه حل مشکلات بیندیشید و رسیدن به هدف را بررسی کنید. با یاد خدا و توکل به خدا ، کمربند همت را ببندید نه کمر را به بند همت بنده خدا تکیه زنید. خود را اشرف مخلوقات بدانید نه بازیچه مخلوقات. حکمت خداونی را در سعی و تلاش بی وقفه و بی پایان بدانید نه بر پیش آمدها.

3-  انتقاد پذیر باشید و تحول خواه؛ چنین گفت بوذر حکیم که همه چیز را همگان دانند. انتقاد با انتقام راهی جداست،باور کنید انتقادات سازنده و پیشنهادات راهگشا ، راهگشایی سازنده است نه تخریب شخصیت ها. انتقاد شنیدن با دهن بین بودن راهی جداست ، باور کنید از یک نقطه امکان ندارد تمامی زوایا را دید ، حتی با تیزبین ترن چشم ها ؛تحول پذیر بودن با هر دم یک مزاج داشتن راهی جداست. انتقاد را هدیه ای از دوستان خود بدانیم و از آن ها بخواهیم که این هدیه حیاتی را دائم به ما بدهند.

4-  در انتظار پاداش الهی باشید؛ بر این باور باشید که شیرینی کار خوب را با یک جعبه شیررینی عوض نکنیم ، بلکه با دنیایی از شیرینی جایگزین نماییم. چرا که جعبه شیرینی خورده می شود و مضرات جسمانی فراوانی را به دنبال دارد . اما شیرینی یک کار خوب ، برکاتی ویژه و ماندگار را بدنبال دارد. رسیدن به هدف و برابر شدن با ناملایمات را با ذکر خسته شدم و بی خیال ، همراه نکنید بلکه با این معجون زمزمه کنید که « گر به شوق کعبه خواهی زد قدم ـسرزنش ها گر کند خار مغیلان غم مخور» پاداش ها را چشم داشت ندانید. قضاوت را دررضایت خداوند بدانید نه رضایت را در قضاوت بندگان. پیشرفت دیگران را موفقیت بدانید ، به پیشرفت خود . ماندن دیگران فکر نکنید بلکه به ماندن خود و پیشرفت جمع بیندیشید.

5-  کلید دار باشید نه قفل گذار؛ کلید و قفل ، مکمل یکدیگرند اما متضاد هم. برای بلند شدن از جایگاه به دو گونه می توان عمل کرد: یکی دست بر روی شانه دیگران گذاشت و دیگران را به سمت پایین فشار داد تا خود بلند شویم و دیگر اینکه زیر بازوان دیگران را بگیریم و با هم بلند شویم . در روش اول ، باید هر لحظه در انتظار شانه خالی کردن دیگران بود و در روش دوم ، هر لحظه در انتظار بالا رفتن بیش از پیش. باید پیام رسان بود نه خبر رسان . چرا که پیام ها می مانند و خبرها لحظه اند و ابر گذرا. بیایید باور داشته باشیم که سختی ها فانی اند و سرسختان باقی. بیایید فرصت ها را غنیمت شمریم نه غنیمت ها را شمارش. بیایید طراح حل مسأله باشیم نه طراح مسایل. بیایید دیگران را یار باشیم نه بار. بیایید رنگین کمان بعد از باران باشیم نه خرابی های بعد از باران.

 

حسن ختام

نمی گویم پایان ، چرا که تازه آغاز را تجربه نموده ایم. ما آفریده شده ایم برای سبز اندیشیدن، سپید دیدن ، زیبا گفتن و خوب شنیدن.

 

 

منبع:محمد زاده  هرندی

نوشته شده توسط دانیال شمسیان در یکشنبه پانزدهم بهمن 1385 |
يك روز رئيس يك شركت در رستوراني، واقع در مركز شهر ناهار مي‌خورد. وسط ناهار بود كه صداي آشناي 4 نفر را از غرفه كناري شنيد. بحث آنقدر شديد بود كه او نمي توانست استراق سمع نكند. او مي‌‌‌شنيد كه هر يك از مديران با غرور درباره قسمت خود داد سخن مي‌دادند. مهندس ارشد بخش توليد مي گفت: "بحثي نيست، بخشي كه مهمترين كمك را به موقعيت يك شركت مي كند بخش توليد است. اگر شما در شركت خود توليد خالص نداشته باشيد، پس هيچ دستاوردي نخواهيد داشت." ناگهان مدير بخش فروش، وسط حرف او پريد و گفت: "اشتباه است! بهترين توليد دنيا بي فايده است مگر اينكه براي فروش آن، بخش فروش و بازاريابي نهايت سعي خود را بكند." معاون سازمان كه مسئول روابط عمومي و همگاني بود، نظر ديگري داشت و مي‌گفت: "اگر شما درون و برون شركت تصوير خوبي نداشته باشيد، شكست حتمي است. هيچ كس محصول شركتي را كه مورد اطمينان نيست نمي‌خرد." ديگر معاون رئيس كه مسئوليت روابط انساني سازمان را به عهده داشت، در واكنش به او گفت: "ما همه مي دانيم كه قدرت يك شركت بر پايه افراد آن شركت است. يك شركت با افرادي كه شخصا" داراي انگيزه قوي منفي هستند، به بن بست مي‌رسد." هر يك از چهار مرد بلند پرواز در زمينه مودر علاقه خود بحث مي كردند. بحث ادامه يافت تا اين كه رئيس ناهار خود را تمام كرد. او هنگام بيرون رفتن از رستوران كنار غرفه آنها ايستاد و گفت: "آقايان محترم، من ناخودآگاه به صحبت هاي شما گوش كردم و از افتخاري كه هر يك از شما در قسمت خود بدست آورده ايد، لذت بردم، اما بايد بگويم كه تجربه به من نشان داده است همه شما اشتباه مي‌كنيد. هيچ بخشي از يك شركت به تنهايي مسئول موفقيت آن نيست. اگر شما به عمق مساله فكر كنيد، در مي‌يابيد كه مديريت يك شركت موفق درست مثل شعبده بازي است كه سعي مي‌كند 5 توپ را در هوا نگه دارد. چهار عدد از اين توپ ها سفيد هستند و روي يكي از آنها نوشته شده است : "توليد". روي ديگري نوشته شده است: "فروش". روي توپ ديگر نوشته شده "روابط عمومي و همگاني " و روي توپ چهارم نوشته شده : "مردم". علاوه بر اين چهار توپ سفيد ، يك توپ قرمز وجود دارد. روي اين توپ قرمز نوشته شده است: "سود". هميشه شعبده باز بايد به خاطر داشته باشد كه هر چه اتفاق بيفتد نبايد توپ قرمز را روي زمين بيندازد." حق با او بود. يك شركت با بهترين ميزان توليد، عاليترين وجه در بين مردم، داشتن افراد بسيار متعهد و پشتيباني مالي بسيار بالا، بدون سود به زودي دچار مشكل مي‌شود. مشكلي كه به سرعت 500 شركت موفق را به يك خاطره تبديل مي كند. شرح حكايت در اغلب سازمانها بعضي از مديران و بخشها، نقش خود را كليدي و يا اصل و بقيه را حاشيه مي‌پندارند و اهميت و جايگاه خود را بيش از بيش در سازمان بزرگ مي‌پندارند به گونه اي كه نقش ديگران را ناديده مي‌انگارند و از اين نكته غافلند كه سازمان آنها در حقيقت يك سيستم بهم پيوسته است و موفقيت هر عضو از اعضا وابسته به سايرين است. چو عضوي بدرد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار * مي‌توان گفت كه توپ قرمز، هدف يك سيستم يا سازمان است و توپ‌هاي سفيد، وسيله رسيدن به آن هدف هستند، نه خود هدف. معمولاً جابجايي در اهداف به دليل نگرش اشتباه در مورد هدف و وسيله رخ مي‌دهد
نوشته شده توسط دانیال شمسیان در یکشنبه پانزدهم بهمن 1385 |