همانطوری که پیشتر وعده داده بودم سعی خواهم کرد یافته های رساله دکترایم را به تدریج در وبلاگ درج کنم. در این قسمت گزارش مردگرایی و زن گرایی را مطرح می کنم.به منظور برداشت مشترک از اصطلاحات ابتدا ویژگی های فرهنگ مردگرایی و زن گرایی از نظر هافستد را در جدول زیر درج و سپس نتایج پژوهش را ارایه می دهم:
|
ویژگی های فرهنگ زنگرايي |
ویژگی های فرهنگ مردگرايي |
|
ضرورتي ندارد که مردان فقط نقشهاي مردانگي ايفا کنند، بلکه ميتوانند نقشهاي پرورشي را هم بپذيرند. |
مردان بايد نقش مردانگي ايفا کنند. زنان بايد پرورشگر باشند. |
|
نقشهاي جنسي در جامعه چندان قابل تفکيک نبوده و قابل تغييرند. |
نقشهاي جنسي در جامعه به وضوح از يکديگر تفکيک ميشوند. |
|
بين زن و مرد بايد تساوي حاکم باشد. |
مردان بايد در جامعه مسلط باشند. |
|
کيفيت زندگي حائز اهميت است. |
عملکرد حائز اهميت است. |
|
افراد کار ميکنيد تا بتوانند زندگي کنند. |
افراد زندگي ميکنند تا بتوانند کار کنند. |
|
افراد و محيط حائز اهميت هستند. |
پول و اشياء حائز اهميت هستند. |
|
وابستگي متقابل مطلوب است. |
استقلال و عدم وابستگي مطلوب است. |
|
فرد با بداقبالي خود را وفق ميدهد. |
فرد موفق تحسين ميشود. |
|
کوچک و آرام زيبا هستند. |
بزرگ و سريع زيبا هستند. |
|
تک جنسي و دو جنسي بهطور همزمان وجود دارد. هر دو جنس زن و مرد در جامعه حضور دارند و در اجتماع ظاهر ميشوند. |
در جامعه به تظاهرات مردانه اهميت داده ميشود. |
از میان ۶۹۵ نفرپاسخ دهنده به پرسش مربوط به مردگرایی و زنگرایی ۴۵۵ نفرمردگرا و ۲۴۰ نفر زنگرا بوده اند.به تعبیر دیگر۶۶درصد مردگرا و۳۴ درصد زن گرا بوده اند. نکته جالب توجه اینکه از میان۱۱۴ نفرزن پاسخ دهنده ۳۱نفرمعادل ۲۷ درصد مردگرا بوده اند. از ۵۸۱ مردپاسخ دهنده نیز ۱۵۷ نفرمعادل ۲۷ درصد زنگرا بوده اند.به منظور درک این گرایش توصیه می کنم یک بار دیگر ویژگی های مربوط به مردگرایی وزنگرایی را درجدول بالا مرور کنید.
اساسا نظريه بازيها , رياضيات استراتژي است . مقدماتي ترين تئوري در اين زمينه قضيه مينيماکس است که بيان مي دارد که اگر همه بازيکنان يک بازي به بهترين شکل بازي کنند ( بهترين استراتژي بهينه) نتيجه پيامدهاي بازي قابل پيش بيني خواهد بود .
هر نوع بازيي از بازي تيک – تاک – توي تا بازي بازار سهام مي تواند توسط نظريه بازيها پيش بيني گردد. مسلما تفاوتهايي اساسي در پيش بيني نتايج بازي تيک – تاک – توي و پيامدهاي بازار سهام وجود دارد . هنگاميکه تيک – تاک – توي توسط دو بازيکن زيرکانه بازي شود همواره به تساوي مي انجامد. در عين حال همه ما مي توانيم به روشي که حرکتهاي احتمالي خوانده مي شود و با فرض اينکه مردم با سرمايه به شکل منطقيي بازي مي کنند در بازار سرمايه فعاليت نماييم . البته گرايش به امور صرفا موقتي که باعث اقدامات غير منطقي و غير قابل پيش گويي ميگردد مي تواند باعث از دست دادن سرمايه گردد, حتي اگر اهتمام فراواني در بکارگيري فرمولهاي رياضي با هدف پيش بيني پيامدها صورت گرفته باشد. بطور مثال حمله تروريستي به مراکز مالي دنيا , تمامي مدلها را تخريب نموده و بازي سرمايه را تا حد سقوط کامل پيش مي برد .
نظريه بازيها با حرکتهاي منطقي در انواع مختلف بازيها سروکار دارد . تئوريهاي بازار سرمايه براي يک مدرس مبتدي بسيار پيچيده هستند بنابراين ما مقدمتا بحث را به روي بازيهاي ميزي (شطرنج و تخته نرد و ... ) و بازيهاي خانوادگي( دبرنا و معماهاي خانوادگي و ...) متمرکز مي کنيم که بيشتر افراد با آنها آشنا هستند .
MBA
Master of Business Administration
MBAمدل آمريكايي آموزش مديريت است. تقريبا اواخر قرن 19 و اوايل قرن 20 شكل گرفت و مخفف Master of Business Administeration است. BA را در ايران مديريت بازرگاني مي گوييم كه سال هاست كه در كشور وجود دارد. تفاوتي كه با رشته هاي ديگر دارد اين است كه MBA يك رشتةعلمي نيست. يعني درصد عمدة كساني كه اين رشته را مي خوانند نمي خواهند كار تحقيقي بكنند. بلكه هدفشان اين است كه مهارت هاي مديريتي خودشان را افزايش دهند. به طور كلي اين رشته حالت تحقيقي ندارد و تنها توسعه مهارت است. و كاري كه مي كند اين است كه اگر فردي كه متخصص است و مي خواهد مدير شود لازم را به او آموزش مي دهد. مثل حسابداري ، بازاريابي ، اقتصاد، كامپيوتر و ... MBA در آمريكا شكل گرفت. به اين ترتيب كه بعد از جنگ جهاني دوم كه تقاضا براي مديرهاي خيلي حرفه اي بالا رفت. مهندساني كه در صنعت كار مي كردند مهارتهاي جديدي براي مديريت لازم داشتند. در حال حاضر طبق آخرين آمار000/60 نفر فارغ التحصيل MBA هستند. تا اوايل دهة 60 كشورهاي ديگر دنيا MBA نداشتند و شروع به ايجاد و گشترش اين رشته كردند. بعد از آمريكا ، انگلستان اولين كشوري بود كه MBA را ايجاد كرد.
تعيين نيازهاي آموزشي اولين گام برنامهريزي آموزش كاركنان و در واقع نخستين عامل ايجاد و تضمين اثربخشي كاركرد آموزش و بهسازي است كه اگر بدرستي انجام شود مبناي عينيتري براي برنامهريزي به عنوان نقشه اثربخشي و طبعاً ساير فعاليتها فراهم خواهد شد و احتمال تطابق آن با نيازهاي سازمان، حوزه شغلي كاركنان و در نهايت، اثربخشي آنان افزايش خواهد يافت. «آموزش، گران است»، فقط بايد موقعي ارائه شود كه اولاً: پاسخي به يك نياز شناخته شده باشد و ثانياً: بهترين راه حل براي مشكلاتي باشد كه از آن طريق قابل حل هستند.فعاليتهاي آموزشي كه بدون توجه به اين شرايط طراحي و اجرا ميشوند در واقع نوعي اتلاف منابع ارزشمند ميباشد.
ماتريس TOWS
اين مدل که برگردان (SWOT) است از سوي انديشمنداني چون ديويد .آر. فريد،(1381) جي و ديويد هانگر و توماس. ال . ويلن(2001) ارائه شده است. اين ماتريس يکي از ابزارهاي مهمي است که ميتواند مقايسه اطلاعات را ممکن و چهار نوع استراتژي را از آن استخراج کند. استراتژي هاي مبتني بر نقاط قوت و فرصت ها (SO)، استراتژيهاي مبتني بر نقاط ضعف و فرصتها (WO)، استراتژيهاي مبتني بر نقاط قوت و تهديدها (ST) و استراتژيهاي مبتني بر نقاط ضعف و تهديدها (WT). مقايسه کردن عوامل داخلي و خارجي از مراحل مهم تهيه اين ماتريس است و به قدرت تشخيص و قضاوت بالا نياز دارد.
|
عوامل داخلي |
نقاط قوت |
نقاط ضعف |
|
فرصتها |
SO |
WO |
|
تهديدها |
ST |
WT |
شکل شماره (12) ماتريس TOWS (هانگر و ويلن ، 1381 ص 131)
در اجراي استراتژيهاي SO سازمان با استفاده از نقاط قوت داخلي سعي دارد از فرصتهاي محيطي بهره بگيرد مديران علاقهمندند سازمان آنها در موقعيتي قرار گيرد که بتواند با استفاده از نقاط قوت (داخل) و روندهاي محيطي (خارجي) بهرهبرداري کند. براي رسيدن به موقعيت SO سازمانها بايد از موقعيتهاي WT، ST، WO گذر کنند. زماني که يک سازمان داراي نقاط ضعف عمده باشد بايد آن را از ميان بردارد يا به قوت تبديل کند و نيز تهديدها را به فرصت تبديل کند تا بتواند از استراتژي SO استفاده کند.
هدف استراتژيهاي WO اين است که سازمان با بهرهبرداري از فرصتهاي موجود در محيط خارج، نقاط ضعف داخلي را بهبود ببخشد. گاهي فرصتهاي خوبي براي سازمان وجود دارد اما به دليل وجود ضعفهاي داخلي امکان بهره گيري از آن ها ميسر نيست. يکي از راه هاي امکانپذيري اجراي استراتژيهاي WO اين است که از طريق مشارکت با شرکتي که داراي توان يا شايستگي است در صدد خريداري اين نوع فناوري برآيد. راه ديگر استخدام افراد واجد شرايط است.
سازمانها در اجراي استراتژيهاي ST تلاش دارند با استفاده از نقاط قوت خود اثرات ناشي از تهديدهاي محيطي را کاهش داده يا از ميان بردارند.
سازمانهايي که استراتژيهاي WT را به اجرا درميآورند حالت تدافعي به خود گرفته و کاستن از ضعفهاي داخلي و پرهيز از تهديدهاي محيطي را سرلوحه خود قرار ميدهند. سازماني که داراي نقاط ضعف داخلي است و با تهديدهاي محيطي زياد مواجه است در وضعيتي خطرناک قرار دارد. چنين سازماني براي بقاي خود ميکوشد از فعاليتهاي خود کاسته، در ديگر سازمانها ادغام و يا به ناچار منحل شود. (ديويد. ار. فرد، 1381، 5ـ360)
اجراي مدل TOWS مستلزم توجه به مدلهاي تحليل SOWT و SPACE است در واقع ميتوان گفت مدل TOWS به نحوي از تمام مدلهاي تدوين استراتژي پيشين، بهره برداري کرده و مدل تکامل يافتهتري به حساب ميآيد به نحوي که در اين مدل ميتوان در مراحل مختلف از همه مدلهاي موجود استفاده کرد